close
متخصص ارتودنسی
معلولیت پایان خط زندگی نیست

روستای تاریخی رتک

امروز دوشنبه 03 اردیبهشت 1397
1 نفر آنلاين
جستجو
موضوعات
عضویت / ورود

    عضو شويد

    نام کاربری :
    رمز عبور :

    فراموشی رمز عبور؟

    عضویت سریع

    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
خبرنامه
    براي اطلاع از آپدیت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

آمار و اطلاعات
    بازديد امروز : 35
    ورودي امروز گوگل : 4
    افراد آنلاین : 1
    تعداد اعضا : 29
    اي پي : 54.198.164.83
    مرورگر :
    سيستم عامل :
    امروز : دوشنبه 03 اردیبهشت 1397
کدهای اختصاصی

تابلو اعلانات

بسم الله الملک الصبوح القدوس
اللهم عجل لولیک الفرج
والعافیة والنصر
وجعلنا من انصار و اعوانه
والذابین عنه والمسارعین الیه
والمستشهدین بین یدیه


با نام او شروع می کنم چون یاری او باعث شد مشکلات روستای تاریخی رتک برطرف شود و همچنین از دولت دهم و نهم و مسئولین کرمان و کوهبنان تشکر به عمل می آوریم که در جهت پیشرفت نه تنها روستای تاریخی رتک بلکه روستاهای محروم دیگر نیز تلاش نموده اند. این تنها کاری بود برای قدر دانی زحمتشان به عمل آوردم، ما بقی اجر نزد خداوند و دعاهای این دلهای پاک مردم دارند.
با سلام خدمت شما بازدید کننده و کاربر گرامی، خوشحال می شویم در جهت پیشرفت سایت با ما همکاری کنید و مارا از نظرهاتون بهره مند کنید .
چنانچه سوال یاپیشنهاد در جهت بهتر شدن سایت دارید و با مشکل برخوردید با کلیک بر روی پشتیبان آنلاین سایت میتوانید آنلاین با مدیر وبسایت وارد گفت و گو شوید.



روستای تاریخی رتک     |     راهنمای عضویت     |     راهنمای ارسال پست     |     اطلاع از احوال روستاییان

تبلیغات

معلولیت پایان خط زندگی نیست

به گزارش خبرگزاری 72عارف از کوهبنان، سکینه رحیمی یکی از هزاران معلول جسمی و حرکتی است که توانسته در یکی از روستاهای دور افتاده کشور درشهرستان کوهبنان در اوج معلولیت با پشتکار فراوان بر مشکلات زندگی فائق آید و تا پایان دوره دبیرستان در زمره بهترین دانش‌آموزان به تحصیلات خود ادامه دهد.


سکینه رحیمی در گفت‌وگو با خبرنگار 72عارف بیان داشت: در سال 1354 در روستای رتک از توابع بخش مرکزی کوهبنان در خانواده‌ای کارگر اما متدین به دنیا آمدم، تا سن دو سالگی مانند سایر کودکان با پاهای خود به این طرف و آن طرف می‌دویدم تا اینکه در این سن به دلیل بیماری من را نزد پزشکان هندی بردند و پس از معاینه و گرفتن دارو به امید بهبودی قصد ترک بیمارستان را داشتم که با پای خودم وارد اتاق تزریقات این مرکز شدم در حالی که فکر نمی‌کردم، پس از تزریق این آمپول دیگر توان حرکت کردن و راه رفتن خود را از دست دادم.

سکینه رحیمی در گفت‌وگو با خبرنگار 72عارف بیان داشت: در سال 1354 در روستای رتک از توابع بخش مرکزی کوهبنان در خانواده‌ای کارگر اما متدین به دنیا آمدم، تا سن دو سالگی مانند سایر کودکان با پاهای خود به این طرف و آن طرف می‌دویدم تا اینکه در این سن به دلیل بیماری من را نزد پزشکان هندی بردند و پس از معاینه و گرفتن دارو به امید بهبودی قصد ترک بیمارستان را داشتم که با پای خودم وارد اتاق تزریقات این مرکز شدم در حالی که فکر نمی‌کردم، پس از تزریق این آمپول دیگر توان حرکت کردن و راه رفتن خود را از دست دادم

 شاعره توانا بیان داشت: والدینم از خوشحالی در پوست خود نمی‌گنجیدند، چرا که فرزند خود را برای درمان به نزد پزشک معالج برده بودند، اما این خوشحالی آنها دوام نداشت چون در گذشته به دلیل اینکه یک سرم و سر سوزن را برای چند نفر استفاده می‌کردند، زمینه فلج برای بعضی‌ها فراهم می‌شد که یکی از قربانیان من بودم.


وی ادامه داد: بالاخره به سن و سال مدرسه رسیدم، پنج سال دوران ابتدایی را در زادگاهم در کنار سایر دانش‌آموزان گذراندم، اما نگاه‌های تند و تیز همکلاسی‌ها و بیانات ترحم‌آمیز معلمان من را وادار کرد تا با جدیت درس بخوانم و جزو بهترین‌ها در کلاس باشم‌.


رحیمی گفت: دوران شیرین و به یاد ماندنی ابتدایی در حالی سپری شد که بیشتر اوقات باید والدین من را با زحمت فراوان به مدرسه می بردند و من اکثر مواقع به ویژه در زنگ‌های ورزش ساعت‌ها گریه و از خداوند استغاثه می‌کردم تا پاهایم توان حرکت پیدا کنند، اما خواست خداوند بر این بود که من معلول باقی بمانم‌.


وی تصریح کرد: پس از این به توصیه خانواده به جمع دانش‌آموزان مدرسه راهنمایی در دهستان خرمدشت رفتم و از این جا تصمیم گرفتم با جدیت به درس خواندن خود ادامه دهم و تفکرات و خیالات خود را بر روی برگ‌های سفید کاغذ بنگارم و در حقیقت جرقه‌های سرودن شعر از این دوران در ذهن من زده شد و اولین شعرم را پیرامون آزادی خرمشهر سرودم

وی افزود: تا پایان سال اول متوسطه در دهستان خرمدشت ماندم، به دلیل اشتغال پدرم که کارگر معادن زغالسنگ بود به شهر پابدانا مرکز بخش طغرالجرد مهاجرت کردیم و در رشته ادبیات و علوم انسانی به تحصیلات خود ادامه دادم ‌در نهایت موفق به اخذ دیپلم در این رشته شدم‌.


رحیمی تاکید کرد: بدون شک تشویق و ترغیب دبیران دوران راهنمایی و متوسطه زمینه را برای شکوفایی استعداد من در زمینه شعر و شاعری فراهم کرد و با توجه به معلولیت سعی کردم، اکثر اشعار خود را در رابطه با افکار و خواسته‌های درونی خود بیان کنم.

ین شاعره ابراز داشت: در حال حاضر بیش از یک هزار و 300 بیت شعر در قالب مثنوی معنوی ‌و دو بیتی در مورد 14 معصوم (ع)‌، طبیعت‌، مناسبت‌ها و اشعار ولایی سرودم و در آخرین کار خود با بهره جستن از مناجات شعبانیه اشعاری گفتم‌.


وی ادامه داد: فرماندار کوهبنان با تشویق‌های مکرر و سر زدن و جویا شدن از احوال من بارقه امید را در وجودم زنده کرد تا دوباره دست به قلم شوم‌ و پس از فراغت از تحصیل نیز به شعر و شاعری ادامه دهم .


رحیمی گفت‌: به همت این انسان ‌شعر دوست چندی مرتبه مسئولان استانی با جویا شدن احوال من زمینه را برای سرودن اشعار جدید با تشویق خود فراهم کردند.


این شاعره توانا بیان داشت: معلولیت پایان خط نیست چرا که خداوند در قبال گرفتن یک نعمت نعمات فراوان دیگری به انسان ارزانی می‌دهد که گاهی در وجود انسان‌های سالم دیگری دیده نمی‌شود‌.


وی در پایان با تشکر از مسئولان شهرستان درخواست تصحیح اشعار و چاپ مجموعه شعر خود را ابراز داشت و گفت: امیدوارم با همت فرماندار فرهنگی و پر تلاش شهرستان و مسئولان بهزیستی و ارشاد اسلامی کوهبنان بتوانم در آینده نزدیک مجموعه اشعار خود را چاپ و در اختیار علاقمندان قرار دهم.



مادر این شاعره نیز  بیان داشت: خداوند با دادن هر فرزند شادی مضاعفی را به خانواده‌ها ارزانی می‌دهد، اما این شادی ما عمر کوتاهی داشت چرا که پس از دو سال در اثر تزریق آمپول به یک‌باره تمام بدن دخترمان فلج شد و تمام پزشکان از درمان وی قطع امید کردند تا اینکه ما تصمیم گرفتیم او را نزد سید پزشکان کشور علی‌بن‌موسی‌الرضا (‌ع‌) ببریم که الحمد‌الله از آن پس  بسیاری از اعضای بدن فرزندمان به حرکت در آمدند و در حقیقت زندگی دو‌باره به دخترمان بخشیده شد.


وی ادامه داد: پس از سال‌ها رنج و سختی با توجه به معلولیت هر دو پای فرزندمان امروز تنها غصه و دغدغه ما تهیه کفش‌های مخصوص اوست‌ و با توجه به اینکه دختر معلولم زیر نظر بهزیستی است، اما با مشکلات فراوان باید در استان یزد به دنبال خرید کفش برویم و یکی از دلایل عدم حضور ما در شهر کرمان نداشتن آشنا و سر پناه است‌.


وی از مسئولان بهزیستی شهرستان درخواست کرد در زمینه تهیه کفش‌ها و فراهم کردن زمینه کاری برای این معلول اقدام شود زیرا این مادر مدعی بود که دختر ما قبلا به دلیل فعالیت در مخابرات روستا از لحاظ روحی و روانی نیز شرایط مطلوب تری داشت.


وی از زحمات تمام مسئولان شهرستان به ویژه فرماندار، مسئولان بهزیستی و ارشاد اسلامی شهرستان تشکر کرد و افزود: امیدوارم زمینه برای حضور این شاعره در محافل و مجالس عمومی فراهم شود تا او بتواند اشعاری ناب‌تر و گرانبهاتر خلق کند.


قول مساعد برای چاپ اشعار این شاعره معلول


در این دیدار علی احمدی سرپرست اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: بنا به فرموده حضرت امام (‌ره‌) خدمت به معلولان خدمت به نبی مکرم اسلام (ص)‌ است لذا من به عوان خدمت‌گزاری کوچک در نظام مقدس جمهوری اسلامی بر خود فرض و واجب می‌دانم با توجه به توصیه‌ها‌ی رهبر فرزانه و متفکر انقلاب از هیچ خدمت و کمک رسانی دریغ نکنم.


وی ادامه داد: در نخستین فرصت نسبت به منظم کردن اشعار و دسته‌بندی آن با همکاری انجمن شعر شهرستان اقدام می‌کنیم و امیدواریم با رایزنی زمینه را برای چاپ مجموعه اشعار این شاعره فراهم کنیم.


احمدی قول مساعد داد از این پس هر دو هفته یک‌بار ضمن هماهنگی با اداره بهزیستی زمینه را برای حضور این شاعره توانا در جلسات انجن شعر و ادب شهرستان فراهم کند.



وی در پایان یک جلد کلام‌الله مجید به همراه چند جلد دیوان اشعار شاعران کشور را تقدیم این شاعره توانا کرد و بهروزی و سلامتی این معلول توانا را از خداوند مسئلت داشت.





منبع: رتك من






بازدید : 55 | تاریخ : یکشنبه 10 آذر 1392 زمان : 0:49 | موضوع : فرهنگی , | نظرات شما []

مطالب مرتبط

ارسال نظر برای این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی